ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
109
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
عهد و پيمانى داده شده است ، مىگويم ، خير . وقتى كه مردم عثمان را كشتند ، در كار خود نگاه كردم ، اگر ابو بكر و عمر كار خلافت را از طرف رسول خدا ( ص ) در دست گرفته بودند ، از بين رفتهاند و عهد و پيمانى از طرف رسول خدا ( ص ) نداشتند . خليفهاى نيز كه با مشورت مسلمانان به خلافت رسيده بود كشته شد . ابن كواء گفت : راست گفتى و نيكى كردى ، اما در مورد طلحه و زبير و آنچه به آنان رسيد ، چرا جنگ با آنان را حلال كردى در حالى كه همراه تو با رسول خدا ( ص ) هجرت كرده بودند ، و در شورايى كه عمر بن خطاب براى تعيين خليفه تشكيل داده بود ، نيز حضور داشتند ؟ على گفت : در حجاز با من بيعت كردند و در عراق با من به مخالفت پرداختند . با آنان براى مخالفت آنان جنگ كردم و اگر اين كار را در حق ابو بكر و عمر نيز انجام مىدادند آن دو با طلحه و زبير مىجنگيدند . بيعت شاميان با معاويه به عنوان خليفه نعمان بن بشير نزد معاويه آمد و نامهء زن عثمان را كه در آن چگونگى حمله مردم به عثمان و اعمال و رفتار محمد بن ابى بكر را توضيح داده بود ، به معاويه رساند به طورى كه اگر شنوندهاى آن را مىشنيد گريه مىكرد تا جايى كه قلبش جريحهدار مىشد . نعمان ، پيراهن خونين عثمان و مقدارى از ريش وى را كه در تكهاى از پارچه پيچيده شده بود نيز به معاويه رساند . معاويه پس از آگاه شدن از سرنوشت عثمان ، شاميان را گرد آورد و براى آنان سخن گفت . لباس خونين عثمان را نيز به آنان نشان داد ، مردم نيز گريهء بسيار كردند ، تا جايى كه نزديك بود جان از قالب تهى كنند . معاويه آنان را به خونخواهى عثمان فرا خواند . شاميان نيز با او موافقت كردند و به معاويه گفتند : عثمان پسر عموى توست و تو ولىّ دم او هستى ، ما نيز همراه تو هستيم . مردم با معاويه به عنوان امير بيعت كردند . از اين روى معاويه نامهها و اشخاصى را به نواحى مختلف شام فرستاد . از جمله نامهاى براى شرحبيل بن سمط كندى كه در حمص بود فرستاد و از او درخواست كرد تا از مردم حمص براى وى بيعت بگيرد . شرحبيل وقتى نامهء معاويه را خواند ، تعدادى از بزرگان حمص را فرا خواند و به آنان گفت : كشتن عثمان از جرم كسى كه با معاويه بيعت كند بزرگتر نيست . اين بيعت يك بار